آسمان که دل پری داشته باشد ... ابرهایش را لب افق به زور
به هم می چپاند ... انگار که تو اخمهایت را تا ته به چهره ات بچپانی ... دیگر نه
شکلی را بر می تابند ابرها و نه رنگ خوشگلی ... حال بد حال بد است، تعارفی نیست
...
تاریکی تاریکی ست، تمام چراغهای دنیا را هم اگر به زندگی ات
ارزانی کنی، تا روی به خورشید برنگردانی، خبری از سپیدی نیست ... تا اخلاقت را
درست نکنی ... اخمهایت را کمی گشاده تر نکنی ... ابرهای غروب تو همین توده های
زمخت بی معنی خواهد بود ... خبری از هیچ رنگ خوشگلی هم نیست ... حال بد حال بد است
... تعارفی هم نیست.
No comments:
Post a Comment