برنیامده
تنها دست نوشته هایی از به خاطرمانده های درهم و برهم
هاج و واج تر از ابرهای در هم تنیده
آشفته تر از رعدها و بارانهای غروب دم
پر رمز و راز تر از اینمهمه کلاغهای هرگز به خانه نرسیده
چه برق آسا رفته ای در چشمانم
تو را دیده ام
تو را می بینم و
هنوز شعری از من بر نیامده

No comments:
Post a Comment