Friday, September 26, 2014

غروب 4


توصیف از دست رفتگی، توصیف دردناکی ست
وقتی که غروب نه چندان رنگی ات را با شراب، سرخ می کنم و سرمای نبودنت را به خیالم کمی تحمل پذیر تر
تاریک تر که می شوی انگار دل انگیزتری ... رنگی نداری و انگار که خالص تری ... هرچند که به نظر، غم انگیز تری
تماشای تو دنیایی ست ... داشتن تو به تماشا، به تصور، به تحسین، به تفکر و تخیل ... داشتن خوشوقتی ست ... تماشای هر روزه ی تو سعادتی ست ... هرچند هم موقتی ... هر چند هم ناپایدار ... 
که هیچ چیز در این زندگی بی بته ، پایدار و همیشگی نیست

No comments:

Post a Comment